حسن حسن زاده آملى

403

هزار و يك كلمه (فارسى)

بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه رب العالمين خداوند سبحان شما عزيزان را در راه إعلاى معارف حقّه إلهيه همواره موفق و مؤيّد بدارد . از اين داعى خواسته‌ايد كه در پيرامون معلّم ثانى جناب ابو نصر فارابى رضوان اللّه عليه عرايضى تقديم بدارم . ارباب دانش و بينش آگاهند كه بزرگانى كه از مفاخر عالم علم و كمال‌اند بر اثر سعه وجودى كه دارند پيوسته در راه تعليم و تربيت و احياى علوم و معارف‌اند ، و منطق و قلم و شاگردان و آثار وجوديشان همواره زنده‌اند ، و انديشمندان و بزرگان ، آنان را به بزرگى نام مىبرند ، و در ملكوت عالم عظيم خوانده مىشوند ، و بايد بعد از مقام عصمت - اعنى بعد از سفراى الهى - در رده نخستين آنان را نام برد . يكى از اين اعاظم جناب معلّم ثانى ابو نصر فارابى است . بيوگرافى عادى بزرگان نامور روزگار بدين معنى كه مدّت عمرشان مثلا چند سال بود ، و از كدام آب و خاك بودند ، و در كدام سرزمين از نشأه دنيا رخت بر بستند ، و از اين‌گونه مسائل شايسته است و ناصواب نيست و سودمند خواهد بود ، و لكن اجازه بفرماييد كه برخى از افكار علمى آن جناب را به ميان آوريم كه دانشمندان جامعه افشاى اين‌گونه مطالب و حقايق را درباره آن بزرگواران توقّع دارند و طالبند . فارابى كسى است كه حكيم بزرگوار شيخ رئيس ابو على سينا در فلسفه جانشين اوست . در شرح جناب شيخ رئيس نوشته‌اند كه در طب جانشين محمد بن زكرياى رازى صاحب حاوى است ، و در فلسفه جانشين حكيم ، معلّم ثانى ابو نصر فارابى است . شيخ رئيس در كتابهايش بسيار به فرموده فارابى نظر دارد . فى الحال بنده دو جاى از گفتار شيخ را كه ناظر به فرمايشات فارابى است به عرض مىرسانم : يكى در آخر نمط دوم اشارات كه مىخواهد وارد در نمط سوم شود ، درباره نفس ناطقه انسانى و پيدايش آن بحث مىفرمايد . و مطلب را در آخر نمط دوم